متن نامهی استاد اخراجی...دکتر ندا تولایی (استاد اخراجی دانشگاه الزهرا)، خطاب به استادی که پس از اخراجِ او قرار است کلاس و درسِ او را ادامه دهد نوشت:*من تا اینجا را درس دادم. تا آخرِ قرون وسطی…تو برایشان از «رنسانس» بگو. از زایشِ دوباره! مبادا فکر کنند تاریکی پایانی ندارد!متنِ نامه را با هم بخوانیم:همکار محترمِ من ، سلامهفتهء پیش از دانشگاه با من تماس گرفتند و گفتند: «بدلیلِ نوساناتی که در تاییدِ صلاحیتِ شما از سویِ حراست پیش آمده این ترم را نمیتوانیم در خدمتتان باشیم»سادهترش میشود ، تو اخراجیاین در حالی ست که سه ماه پیش تمامِ اساتید مجددا صلاحیتشان مورد بازبینی قرار گرفت. من تایید شدم و این ترم هم دو جلسه از کلاس هایم برگزار شد. سرتان را درد نیاورم.خلاصه چنین شد که احتمالا باقیِ ترم کلاسِ من به شما واگذار میشود. زحمت شد برایتان. میدانم که از نصفهی کلاس، جایِ یک مدرس دیگر را گرفتن سخت است. هر چند من تجربهاش را نداشتهام. بگذریممن تا آخرِ قرونِ وسطی را گفته ام. از اینکه مسیح، پیامی جز محبت برای مردمش نداشت اما کلیسا هزار سال روزگارِ اروپا را به نام او سیاه کرد و هر کس حرفِ جدیدی زد سوزانده شد.برایشان از سازمان های اَنگیزیسیون گفتم که چنان به تفتیشِ عقاید و کندوکاو در خصوصیترین اعمالِ شهروندانش پرداخت که هر بذری برایِ خلقِ هنر در خاک خفه ماند و چنین بود که تاریخِ هنر به نسبت، ده قرن اینچنین ناچیز ماند. من تا اینجا را درس دادم. تا اخرِ قرون وسطی…تو برایشان از ؛ رنسانس بگو..... از زایشِ دوباره.....مبادا فکر کنند تاریکی پایانی ندارد.تو برایشان از قصه هایِ پشتِ هر اثرِ هنری بگو، مثلا بگو که ؛داوید، ناپلئون را به دروغ رویِ اسب با آن شکوه نقاشی کرد. که جبروتش حفظ شود. وگرنه ناپلئون سوارِ الاغ بود در آلپ.برایشان از قصه های پشتِ هر هنرمند بگو. مثلا بگو «کته کُلویتس» پسرش در جنگ کشته شد و هنرش توسط حزبِ حاکم بعنوان هنرِ فاسد ممنوع شد و مجبور به استعفا از جایگاهش در هیات علمی دانشگاه شد و همهی اینها باعث نشد امروز ما در خاور میانه نام او را ندانیم. اما هرگز نامِ کسی که او را سرکوب کرد باقی نماند. دست کم نه به نیکی…برایشان از تک تکِ زنانی بگو که جنگیدند که بالاخره در قرن بیستم نامشان هم پایِ مردان در تاریخِ هنر مطرح شود. مبادا فکر کنند زنان همیشه در محاق باقی خواهند ماند.همکارِ محترمم. من شما را نمیشناسم، نمیدانم سرِ کلاس، خودت هستی یا مانندِ خیلی از ما مجبور به پنهان کردنِ بخشی از خودت. در نظر بگیر که خیلی از بچهها حتی در خانه هم مجبورند بخشی از خودشان را پنهان کنند. پس اگر صلاح دیدی آزادشان بگذار که دست کم سرِ کلاس، خودشان باشند. بدونِ ترس از عواقبش.ناراحتِ من نباش. من ۸ سال در این دانشگاه درس دادم. و میانگینِ ارزشیابیم با ۶۰ کلاس و دو هزار دانشجو با استناد به سایتِ خودِ دانشگاه ۱۹/۶۸ است. همین برای من کافی ست.کلاسم را به تو میسپارم. من تا اخر قرون وسطی را درس دادم، تو اما برایشان از رنسانس بگو.....!

































