تشبیهات و کنایات به زبان سمنانی(قسمت ششم) & : علی نُوْچِه حَلوایِه.ali nowče halvaye. : این کنایه تعریفی دوگانه دارد: ۱: حلوای «علی نوچه» است. در مقام کنایه درمورد خوراکیای گفته میشود که شنریزه، مو یا هر گونه زواید غیر قابل خوردن در آن باشد. «علی نوچه»، حلوا پزی بود ضمن آن که حلوای خوشمزهای درست میکرد، ولی دقت کافی در تهیه مواد اولیه آن نمیکرد. به همین دلیل اغلب در حلوای او فضله موش هم دیده میشد. مثلی در این مورد هست که به تمسخر گفته میشود: علی نُوْچِه حَلوا بی میشَه گی مَنَِبو. یعنی: حلوای «علی نوچه» بدون فضله موش نمیشود. ۲: این کنایه تعبیر دیگری هم دارد. علی نوچِه، با برادرانش دکان حلواپزی داشت، هرگاه یکی از مقامات شهری عوض می شد، برای شناساندن خودش به آن مقام، به برادران دستور می داد تا حلوای خوبی تهیه کنند، وقتی آماده می شد، آن را در ظرفی میریخت و بر سر برادرانش می گذاشت و نزد آن مقام میبرد و جنان با بردران خود رفتار میکرد که آن مقام تصور میکرد آنها کارگران یا نوکران او هستند. در نتیجه زحمات آنان را نادیده گرفته و فقط خود را مطرح می کرد. حال، کسی که بخواهد زحمات دیگران را به حساب خود بنمایاند، کار او را به «حلوای علی نوچه» تشبیه میکنند. ===================== & : علی پَشِه کُلا. ali paše kola : کلاه «علی پشه». پارچه سوراخ سوراخ، بید زده شده، غیرقابل استفاده را به کلاه «علی پشه» تشبیه میکنند. «علی» نامی بود که به دلیل عدم رعایت نظافت خود و لباسش همیشه پشه های فراوانی دور کلاهش چرخ میزدند و کلاهش را سوراخ سوراخ کرده بودند، به همین دلیل به او «علی پَشَه» میگفتند، البته با دید شیطنت آمیز درمورد دیگری هم به کار میبردند. =====================& : فَِرفَِرَِنا مَِمُنِه. fεrfεrεnâ mεmone : به فرفره میماند. در مقام تعریف، درمورد بچهای که زرنگ و زبل است و کارایی فراوانی دارد و هرکاری که به او سپرده میشود در اسرع وقت انجام میدهد، فرفره گفته میشود.=====================& : فَِلفَِلَه دُوْنا مَِمُنِه. fεlfεla downâ mεmone : به دانه فلفل میماند یا: هَنونِه فَِلفلَه دُوناشرح فوق در اینمورد هم صدق میکند.=====================& : قَلَِمیسَه مَِمُنِه. qalεmisa mεmone : به مارمولک میماند. در مقام تعریف، درمورد بچه یا نوجوانی گفته میشود که لاغر اندام و سیه چرده است، ولی فرز و زرنگ و شیطان باشد. =====================&& : كَل شَعبُني گَِرَِچی مَِمُنِه، ديرگيرَه وُ سَخت گير.kal ša,boni gεrεči mεmone. dir gira vo saxt gir. : همچون گچ كربلايی شعبان است. ديرگير است و سختگير.گچِ كوره گچپزی كربلايی شعبان در سمنان، گچی بود كه دير سفت می شد ولی وقتی كه سفت می شد، مثل سيمان محكم بود.مجازاً در توصيف كسی كه دير جوش است و دير آشنا ولی بعد از دوستی در دوستی و رفاقتش پابرجا و استوار باشد، او را به گچِ كوره كربلايی شعبان تشبيه میكنند و به قول شاعر :با كسی آشنا نمی گردم گر شدم آشنا، نمی گردم===================== &&: كوُرَه عابَِدين مَِمُنِه. kura ,âbεdin mεmone.: به «عابدين كور» می ماند .: اصطلاحی است تحقيرآميز در مورد افراد ناسپاس، قدرناشناس، پررو، بی پروا، لوده و بی چشم و رو.مأخذ: مرد فقيری بوده است «عابدين» نام. ناسپاس، قدرناشناس، پر رو، لوده، هتّاك و بی ملاحظه. به همين دليل اصطلاحاً به او «كوُرَه عابدين» يعنی: «عابدين كور» میگفتند. كسبه و اهل بازار برای آن كه از شرّ زبان تندش در امان باشند، به او كمكی میكردند. چند نفر از كسبه بازار که از او خوششان نمیآمد، به همين دليل به او باج نمیدادند، او هم به آنها هتّاكی میكرد. كسبه از هتّاكیهای او به حاكم شهر شكايت كردند. مأموران حكومتی او را جلب كرده و نزد حاكم بردند. حاكم او را نصيحت كرده و از او التزام میگيرد كه ديگر به كسی فحّاشی نكند. عليرغم تعهدش، باز هم به لودگی و بی پروايی و هتّاكی خود ادامه داده و حتّی به خودِ حاكم هم بد و بیراه میگفت.